سیستم های عصبی مربوط به ایجاد دلبستگی و رابطه عاطفی، رابطه جنسی، و مراقبت و دلسوزی، را می توان به عنوان بخشی از آن زنجیره های حرکتی که توسط الکساندر كالدر ارائه شده است در نظر گرفت، که در آن حرکت در هر شاخه موجب حرکت و جنبش در سایر قسمت ها می شود.
برای مثال، شیوه رفتاری فرد در ایجاد دلبستگی و رابطه عاطفی با دیگران، شکل روابط جنسی او را قالب ریزی می کند. در کشور آمریکا، افراد کناره گیر و انزواطلب در مقایسه با افراد نگران یا اشخاص مطمئن و متکی به نفس، شریک جنسی بیشتری دارند. این گونه افراد چون ترجیح میدهند از نظر عاطفی از دیگران فاصله بگیرند به همین خاطر از روابط جنسی بدون صمیمیت یا دلسوزی و مراقبت استقبال می کنند و از آن خشنود می شوند. آنها به هر طریق دلشان می خواهد به رابطه عاطفی موجود خود خاتمه دهند و گاه از همسر خود دوری می کنند و گاه او را تحت فشار قرار می دهند و تمایل دارند بین این دو عمل نوسان کنند. از همین رو، احتمال زیاد دارد که از همسر خود طلاق بگیرند و از او جدا شوند - و سپس، در کمال تعجب، سعی می کنند به او رجوع کنند. تلاش هایی که از طریق شیوه های ایجاد دلبستگی و رابطه عاطفی صورت می گیرد و فرد را درگیر عشق می کند، فقط نقطه آغازی بر حکایت دور و دراز عشق است. در گام بعدی رابطه جنسی به میان می آید.
کد محصول : 39736