رابطه محبت آمیز و صمیمانه فقط در بین انسانها وجود دارد؛ هر جا که یک ارتباط مطبوع، جذاب و روان وجود داشته باشد آن را حس می کنیم.
اما اهمیت آن بسیار فراتر از ایجاد لحظه هایی دلچسب و لذت بخش است. زمانی که افراد در رابطه صمیمانه قرار می گیرند خلاقیت بیشتری از خود نشان میدهند و تصمیم های کارآمدتری می گیرند .
خواه زوجی را در نظر بگیریم که می خواهند برنامه ای برای مسافرت تدارک ببینند و یا مدیران یک تشکیلات، که می خواهند راهبردهای کاری آینده را طراحی کنند. رابطه صمیمانه با ایجاد شور و شوق، همدلی، احساسی دوستانه پدید می آورد که در جریان آن هر دو نفر از گرمای تفاهم و درک متقابل دیگری بهره می برند.
این احساس دو جانبه دلبستگی و علاقه، صرفنظر از طول مدت رابطه، رشته های پیوند بین دو نفر را محکم می کند.
رزنتال دریافته است این رابطه خاص معمولا مستلزم وجود سه عنصر است: توجه متقابل، احساسات مشترک مثبت و نوعی همنوایی موزون غیر کلامی، زمانی که این سه عنصر با هم ظهور پیدا کنند، رابطه صمیمانه پدید می آید. توجه متقابل، نخستین عامل مهم است.
هنگامی که دو نفر، به آنچه یکی از آنها می گوید و انجام میدهد توجه می کنند، حس علاقه دوجانبه را در بین خود پدید می آورند، این توجه دوطرفه منجر به ادراک دقیق و پیدایش احساسات مشترک می گردد.
یکی از نشانه های رابطه صمیمانه، همدلی دو جانبه است: هر یک از طرفین احساس می کند دیگری او را درک می کند. همان احساسی که هنگام صحبت کردن با باب به ما دست میداد . او تمام توجه خود را معطوف ما می کرد.
این مسئله بیانگر تفاوت بین معاشرت های اجتماعی مطبوع، با یک رابطه صمیمانه واقعی است؛ در یک معاشرت مطبوع، آرامش داریم اما احساس نمی کنیم طرف مقابل هم در این لحظه احساس ما را تجربه می کند.