معرفی موضوع پروپوزال پایان نامه روانشناسی صنعتی سازمانی درباره صفت ماکیاولی:

ماکیاولی ها از حس همدردی محدودی برخوردار هستند. یعنی هنگامی که می خواهند از کسی برای اهداف خود استفاده کنند قادرند احساسات و عواطف او را تحریک کنند.

در بقیه مواقع، از هر گونه همدلی با دیگران عاجز هستند. به نظر میرسد سردی و بی عاطفگی آنها ناشی از ضعف در پردازش عواطف و هیجانات خود و دیگران است. آنها دنیا را خیلی منطقی می بینند و نه فقط عاری از عاطفه و احساس هستند، بلکه همچنین هیچ نوع دغدغه اخلاقی نیز ندارند. از همین رو به راحتی می توانند مرتکب اعمال شرارت آمیز و جنایتکارانه شوند. آنها فاقد حس تشخیص عواطف در دیگران هستند و همچنین نمی توانند از نظر احساسی خود را جای آنها بگذارند. مثل آن قاتل قتل های زنجیرهای، بخشی از وجود آنها خاموش شده است. ماکیاولی ها در ارتباط با عواطف و احساسات خویش، گیج و منگ هستند. همان طور که متخصصی می گفت، در لحظه ناراحتی نمیدانند چه احساسی را دارند تجربه می کنند: غم، خستگی، گرسنگی یا بیماری؟ ماکیاولی ها دنیای درونی سرد و عاری از عاطفه خود را طبق معمول در هنگام برآوردن نیازهای اساسی و ضروری خود در زمینه تمایلات جنسی، پول، یا قدرت تجربه می کنند و گرفتاری شان این است که نمی دانند چگونه این نیازها را در روابط متقابل خویش با دیگران، به کمک جعبه ابزاری که فاقد رادارهای عاطفی مهم است برآورده سازند. حتی در این حالت، ظرفیت محدود آنها برای درک آنچه دیگران می اندیشند می تواند کاملا نافذ و قاطع باشد، و به نظر می رسد با اتکا به همین زیرکی اجتماعی خود است که راه خویش را در دنیای کنونی می یابند. ماکیاولی ها در دنیای بین فردی، فقط در سطح باقی می مانند و در این حیطه دانش آموزان تیزهوشی هستند؛ شناخت اجتماعی زیرکانه آنهاء تفاوت های جزئی و ظریف میان امور را ثبت می کند و تشخیص می دهد که مردم در موقعیتی خاص ممکن است چه واکنشی از خود بروز دهند. همین تواناییهاست که کاردانی و چرب زبانی معروف آنها را موجب می شود.


موضوع پیشنهادی پروپوزال روانشناسی :

رابطه صفات تاریک شخصیت (ماکیاولی، خودشیفتگی و جامعه‌ستیزی) و طرحواره های هیجانی با عملکرد مدیران ...