موضوع جدید پایان نامه روانشناسی درباره عقب ماندگی ذهنی

 تردگلد (۱۹۰۸)، عقب ماندگی ذهنی را حالتی از نقص ذهنی می داند که از زمان تولد، یا روزهای نخست زندگی کودک به علت نقص در رشد مغزی پدیدار می شود و در نتیجه آن کودک مبتلا قادر به ایفای نقش خود به عنوان عضوی از جامعه که در آن زندگی می کند نیست.

به عبارتی ترد گلد عقب ماندگی ذهنی را ناشی از رشد ناقص مغزی می داند که فرد نمی تواند وظایف محوله خود را به درستی انجام دهد. تردگلد همچنین بر غیر ممکن بودن جبران عقب ماندگی ذهنی تاکید دارد و آن را یک حالت ذهنی پایدار و ثابت می داند.

تردگلد در سال ۱۹۳۷ به اصلاح تعریف ۱۹۰۸ خود پرداخت.

ایشان عقب ماندگی ذهنی یا نقص ذهنی را؛ حالتی از رشد و تحول ذهنی ناقص از نوع حاد تعریف می کند که فرد در آن حالت قادر نیست خود را با محیط بهنجار همنوعان خود به گونه ای سازش دهد که بی نیاز از سرپرستی کنترل یا حمایت خارجی، به زندگی ادامه دهد.


موضوع پیشنهادی پروپوزال پایان نامه روانشناسی :

بررسی اثر بخشی کتاب درمانی بر توان ذهنی و سازگاری اجتماعی کودکان عقب مانده ذهنی