از آنجایی که شرمرویی و احساس ناخودپذیری دختر در قیاس با عوارض ذاتی (ADHD) عمدتا ناشی از این ارتباط مرضی و ناسالم مادر و دختر میشود و چون ماهیت احساسات به گونه ای است که از خاصیت سرایت کنندگی برخوردار است

بدین علت یکی از راههای مهار اشتعال این احساسات منفی این است که مادر با تکیه بر درایت و هوشمندیش تنها در حالتی دخترش وارد بحث و گفتگو شود که احساس می کند که دارو درمانی سبب مهار عوارض و مشکلات دخترش می شود. به طور کلی آنچه که در این خصوص می توان گفت این است که بار اصلی حل این ارتباط ناسالم متوجه مادر است چون دختر در این رابطه به علت بیماریش به شکل بازتابی و غیر ارادی دستخوش رفتارهای مخالفت جویانه می شود. بنابراین وظیفه مادر در این موقعیت حساس و دشوار این است که نه تنها در مواقع حساس خویشتنداری و کنترل احساسیش را حفظ کند بلکه در عین حال با کمک گرفتن از یک مشاور رفتاری تا سرحد امکان مهارت های مشکل گشايانه و ارتباط محور دخترش را تقویت کند چون برخلاف دیگران، مادر بخوبی از مشکل دخترش آگاه است لذا بدین علت است که باید بیش از هر کس دیگری درک و حمایتش را متوجه دختر دردمندش کند.