سازگاری و انطباق، موجب از بین رفتن اصطکاک در برخوردهای بین فردی می گردد.

این ویژگی که پایه و اساس مهارت های اجتماعی را تشکیل می دهد، سنگ بنای سایر جنبه ها نیز می باشد. ناتوانی در هماهنگی و انطباق، توانایی اجتماعی فرد را تضعیف می کند و موجب کمرنگ شدن تعاملات اجتماعی او می شود. ظرفیت عصبی مربوط به سازگاری با دیگران، در سیستم های مبتنی بر مسیر سفید، از جمله نوسانگرها و سلول های آئینه ای جای دارد. برای سازگار شدن لازم است هم در درک آنی نشانه های غیر کلامی ماهر باشیم و هم بدون نیاز به فکر کردن به راحتی بر اساس این درک عمل کنیم. نشانه های غیر کلامی سازگاری و انطباق، گستره وسیعی از حرکات هماهنگ، از یک لبخند ساده یا سر تکان دادن بموقع، تا برگشتن به سمت مخاطب را شامل می شود. کسانی که نمی توانند خود را سازگار و هماهنگ کنند ممکن است ناآرام و عصبی یا سرد و خشک باقی بمانند و یا به کلی نسبت به ناتوانی خود در سازگاری غیر کلامی ناآگاه باشند. زمانی که یک نفر بخواهد به دروغ خود را سازگار نشان دهد، طرف مقابل هر قدر هم که در رابطه صمیمانه پیش رفته باشد، احساس ناراحتی خواهد کرد. افرادی که این توانایی در آنها ضعیف است، غالبا از اختلالی به نام دیسمیا (dyssemia) رنج می برند. این افراد قادر به درک، و در نتیجه عمل کردن بر اساس آن نشانه های غیر کلامی که زمینه ساز روابط مناسب است، نمی باشند. نمودهای خارجی این ناتوانی نامحسوس اجتماعی بسیار مشخص است: این افراد نمی توانند به طور مثال نشانه های پایان یک مکالمه را درک کنند. آنها با غفلت در مورد علائمی که گویای روان بودن یک رابطه دوطرفه است، موجب بر هم ریختن آرامش مخاطبان خود می شوند. بیشترین پژوهش در زمینه دیسمیا در مورد کودکان صورت گرفته است و دلیل عمده این امر تعداد زیاد بچه هایی است که به خاطر این ناراحتی در مدرسه به آنان به چشم انزوایشدگان اجتماعی می نگرند.


موضوع پیشنهادی پروپوزال روانشناسی :

بررسی رابطه مهارت های اجتماعی و ناسازگاری با انزوای اجتماعی در افراد دارای اختلال دیسمیا در ...