کلرمن، وایسمن و همکارانشان شیوه درمان IPT را در دهه ۱۹۷۰ به عنوان بازوی درمانی بررسی دارو درمانی در افسردگی ایجاد کردند.
این محققان روش درمانی روانی مبتنی بر داده های تحقیقاتی را ایجاد نمودند. پژوهش هایی که بعد از جنگ جهانی دوم درباره رابطه رویدادهای روانی - اجتماعی و بروز اختلالات روانی انجام گرفته بود روابطی را بین افسردگی و از دست دادن عزیزان، منازعات مربوط به نقش (مثلا، روابط بد)، انتقال نقش (مثلا از دست دادن یا به دست آوردن شغل، یا هر نوع تغییر عمده در زندگی)، و کمبودهای بین شخصی نشان داده بود.
حوادث تنش زای زندگی می تواند در افراد آسیب پذیر به بروز دوره های افسردگی منجر شود و دوره های افسردگی کارآیی بین شخصی آنها را تضعیف کرده و مدیریت حوادث تنش زا را برای آنها دشوار می کند و غالبا به رویدادهای زندگی منفی و ناخوشایندتری منجر می گردد (بلایبرگ و مارکوویتس، ۲۰۰۷).
روش درمانی IPT همچنین بر اساس نظریه بین شخصی ادولف مایر (۱۹۵۷) و هری استک سالیوان ۳ (۱۹۵۳) و نیز نظریه وابستگی جان بالبیه (۱۹۷۳) بنا شده است. طرفداران نظریه بین شخصی با تأکید بر عوامل اجتماعی، فرهنگی و بین شخصی دامنه روان پزشکی را گسترش دادند.
سالیوان روی اهمیت عوامل بین شخصی در ایجاد بیماری های روانی تأکید نمود و استفاده از روابط بین شخصی در تعریف، ارزیابی، و درمان بیماری های روانی را مهم برشمرد.