میلر و همکارانش در دانشگاه کلمبیا، دینداری و افسردگی را در نوجوانان از یک دیدگاه متفاوت بررسی کردند.

آنها در یک گروه نمونه تصادفی شامل ۳۳۵۶ نوجوان دختر در کارولینای شمالی، به بررسی تأثیر بلوغ فیزیکی بر رابطه بین دینداری و افسردگی پرداختند. آنها بلوغ جسمی را بر اساس صفات ثانوی جنسی خودسنجیده و سن شروع قاعدگی ارزیابی کردند. معیارهای سنجش دینداری شامل دعا کردن فردی، محافظه کاری فردی (بر اساس عقاید مذهبی)، محافظه کاری سازمانی (بر اساس وابستگی فرقه ای) و حضور مذهبی بود.

پژوهشگران با کنترل کردن متغیرهای سن و قومیت، دریافتند که دعا کردن فردی و حضور مذهبی، با ۱۹ درصد تا ۲۶ درصد کاهش در شیوع افسردگی در بین دختران نابالغ و ۳۲ درصد تا ۴۳ درصد کاهش در بین دختران بالغ مرتبط است. محافظه کاری فردی و سازمانی نیز با ۱۷ درصد تا ۲۴ درصد کاهش افسردگی در دختران نابالغ مرتبط بود، در حالی که چنین رابطه ای در مورد دختران بالغ یافت نشد.

پژوهشگران این گونه نتیجه گرفتند که تأثیرات دینداری در پیشگیری از افسردگی در بین دختران نوجوان، هم به بلوغ جسمی آنها و هم به نوع دینداری آنها بستگی دارد.