بازی یک ابزار درمانی برای برقراری ارتباط : به تازگی از طریق یکی از دوستانم متوجه این حقیقت شدم که: ریشه واژه “School" (مدرسه) از واژه “Schole" برگرفته از زبان یونان باستان به معنای “Leisure" فراغت و آسودگی) است یا زمانی از روز و از امور و کارهای روزانه است که به خودشناسی با دستیابی به بینش و نگرش لازم نسبت به زندگی اختصاص می یابد.
اگرچه امروزه، فراغت و آسودگی مفهومی کاملا متفاوت از این مقوله دارد، اما پیوند میان فراغت و یادگیری پیوندی است که بررسی و مطالعه در خصوص اهمیت بازی را بسیار برجسته و مفید می سازد.
بازی یک فعالیت غریزی در دوران کودکی است و تخیل و تصورات کودک هم به عنوان یک منبع درونی ارزشمند محسوب می شوند که می تواند برای تقویت یک اندیشه خلاقانه، عزت نفس سالم و قدرت تعامل موفق با دیگران از آنها بهره برد.
فراگیر بودن بازی و وجود بازی های سنتی نیز تاکیدی است بر اهمیت رشدی این جنبه از یادگیری کودک.
از همان دوران طفولیت، از سال های آغازین کودکیمان و اغلب تا دوران بزرگسالی، بازی (مثلا از طریق فعالیتهای ورزشی) آن چیزی بوده و هست که ما از خود و از دنیای پیرامون مان فرا می گیریم.
بازی به هر نوعی که باشد فرصت هایی گرانبها در اختیار کودک می گذارد تا از طریق تقلید، پیامدهای کارهایش را تجربه کند و بدون ترس از شکست یا مورد قضاوت نامطلوب دیگران قرار گرفتن، مهارتها و نتایج مختلف ناشی از آن را آزمایش کند.
همچنین به واسطه بازی است که کودک قادر به توسعه و تثبیت مهارت های زبانی اش می شود.
در این زمینه کاترین گاروی عنوان می کند که:از آنجایی که بازی یک فعالیت کنترل شده اختیاری است (طوری انجام می شود که عدم دستیابی به هدف مورد نظر کمترین خطر را در پی می آورد)، آثار آن به شکل پیچیدهای با میزان تسلط ذاتی کودک و تلفيق تجارب اش در ارتباط خواهد بود.
تا حدی که وقتی همین رفتار در شرایط جدا از بازی صورت می پذیرد، مشخص است که ماهرانه تر، بهتر و همسو با دامنه غنی یا گسترده تری از مفاهیم به نمایش در آید.
در این شرایط، بازی سهمی مهم در کسب مهارت کودک و در کارآمدی او در دنیای واقعی و جدا از بازی خواهد داشت.» (گاروری ۱۹۹۹۰ صفحه ۱۶۸-۱۶۷).
ویویان پالی نیز مشاهدات قابل توجهی در ارتباط با اهمیت بازی کودکان به ثبت رسانده است.
او به عنوان معلم یک پرورشگاه، نسبت به این مقوله آگاهی یافت که کودکان کلاسهایش چطور تاکید بیش از اندازه بر چیزهایی دارند که در جریان بازی هایشان اتفاق می افتاد.
در واقع آنها موضوعاتی بودند که در جریان بازی رخ می دادند و کودکان تمایل داشتند در خصوص آنها بحث و گفتگو کنند.
پالی در کتاب فوق العاده اش به نام پسری که یک هلی کوپتر خواهد شد مراسم ها و تصاویر مربوط به بازی را ارائه می کند: به نظرم استفاده از دوستی خیالی برای جلوگیری از ترس و تنهایی و برقراری یک رابطه آسوده با افراد و رویدادها در ارتباط است.
کودکان هنگام بازی می گویند: «من می توانم این کار را خوب انجام دهم؛ می توانم این چنین باشم؛ چیزی را که برای من و بچه های دیگر اتفاق افتاده را می فهمم».(پالی ۱۹۹۱، ص۱۰)