برچسب زدن به معنی ارزیابی کردن محرکها و بد یا خوب دانستن آنهاست. گاهی انسان بعضی محرکها را اشتباه بد یا مضر می داند.
یعنی آنها را مواقق اهداف و خواسته خود ندانسته و از آنها دوری می کند، در صورتی که پس از بررسی دقیق تر متوجه خواهد شد که تصور و تحلیل او درست نبوده است (پالمر، ۲۰۰۰). تمرکز نادرست یعنی بعضی محرکها را مهم دانسته و نتایج حاصله را از آن می دانند (پالمر، ۲۰۰۰) این مورد نقطه مقابل برچسب نادرست است به این معنی که گاه فرد محرکها و رویدادهای خارجی نامربوط را مرتبط با هدف و خواسته خود دانسته و بر آنها تمرکز می کند. انجام چنین کاری موجب شناخت اشتباه و اتلاف وقت شده و تحقق هدف را با مشکل روبه رو می سازد. خودبرانگیختگی مضر: خودبرانگیختگی به معنی آمادگی برای عمل و رفتار است، آمادگی که بدون تحریکات خارجی و با میل باطنی فرد پدید آید. فرد خودانگیخته از علائم درونی برای برانگیخته شدن و انجام عمل استفاده میکند. خودانگیختگی معمولا مفید و مناسب به نظر می رسد اما گاه خودبرانگیختگی ممکن است نه تنها فایده ای نداشته بلکه فرد را به سوی انجام اعمالی نادرست سوق دهد. این مورد زمانی ایجاد می شود که نشانه ها و علائم داخلی تحریک کننده فرد به انجام عملی، نادرست باشند. به عنوان مثال ممکن است فردی تصور کند می تواند با روی آوردن به اعتیاد آرامش کسب کند در نتیجه به آن روی می آورد.
موضوع پیشنهادی روانشناسی :
بررسی رابطه برچسب زنی والدین و خود برانگیختگی با استرس در دانش آموزان ...